فصل پنـــــــجم...
تو فصل پنجم عمر منی و تقویمم به شوق توست که تکرار می شود هر سال...
"الان ای کاش نزدیک تو بودم تو این راه مه آلود شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم پر از بغضم فقط جای تو خالی ... " ... سینه هایم پر از شیر است . شیر اندوه . اگر بنوشی یک بلایی سرت می آید . پس مک نزن . ننوش . هر چند گرم باشد و شیرین و گوارا . ریشه هایم در زمین دویده اند . بسیار عمیق و طولانی . میان سنگها و تاریکیها . تو رابا جفتت دیده اند . با جفت دیگری آرمیده در بستری سفید. شبتابها می تابیدند و جهان سکوت کرده بود . من درخت بودم . گیاه بلندی روی خاک سست زمین . گیاه صبر . با سینه های پر از شیر که تو را تغذیه می کرد . تو دستهایت را چرخاندی و خم شدی که آب بر داری . آبها جوشیدند . آبها بالا آمدند . تو تکان خوردی . تکانهای پی در پی . شهوانی و زیبا . و من نظاره گر بودم . من دریا بودم . مادر همه ی آبهای جهان . مادر بودن دردناک بود . سینه هایم پر از شیر و اندوه . و تو اجازه نداشتی بنوشی . بی مادری سخت بود . سخت خواهد بود . تو را از شیر گرفتند . تو را از شیر می گیرند . تبر بر تن درخت ... دریای خشکیده . نگار ایستاده در میانه ی هامون . تو روی دستهایت نیم خیز شدی . روی جفت تازه ات . من با یک جفت چشم قرمز خرگوشی نگاه می کنم . سینه هایم را فشار می دهم که سنگینند و پر شیر . شیر اندوه . ... " واسه بازیچه نبودن آخرین بازی همینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه وقتشه وقتشه رفتن وقتشه وقتشه از تو گذشتن ... " قلب شکسته ام را گچ می گیرم رویش می نویسی به یادگار خطی ز دلتنگی ... ما سه تا هنوز نمی تونیم با هم راحت حرف بزنیم . نمی تونیم راحت دور هم جمع بشیم . نمی تونیم بدون رودر بایستی به هم بگیم که ... چطور میخوایم با هم شریک بشیم آخه ؟ ... پ.ن:به نظرتون اگر قرار بود کار دولتی نداشتم چه کاری مناسبم بود ؟ حرف نداری حرفی ندارم امشب اسپند روی آتشم در دایره ی روشن زیبایی ات ... اینجا یک مجله ی ادبی ست و ... یک سری بزنید . پ.ن:( از وحید عزیزم برای گذاشتن کارهای من در این مجله ی ادبی تشکر می کنم . ) پ.ن:(من و وحید هم وبلاگی هستیم . هم وبلاگی از یک نوع خاص . خیلی خاص .http://www.faslepanj.blogfa.com/)
![]()
| Design By : Night Skin |
